|
|
|
|
|
رساند و سپس وارد دانشگاه شد و در رشته زبان ادبيات فارسي دانشگاه تهران به تحصيل پرداخت،گويند آن را ناتمام رها كرد و به سبب دلبستگي بسياري كه به حرفه روزنامه نگاري داشت از همان جواني وارد فعاليت مطبوعاتي شد .آنچه گفتني است اينكه در دوران خردسالي به شعر علاقه داشته و در دوران دبيرستان و سال اول دانشگاه دفتري از غزل و مثنوي ترتيب داده بود. اودردوران سرودن اشعارنه تعصب به اشعاركلاسيك داشت ونه اين كه درطرفداري از شعر نو افراط كرد.اما اشعارش شيوا وپراحساس ودر عين حال ساده وبي تكلف است . دراشعار وی ستايش خوبي و پاکي و زيبايي، احساسات و عواطف انساني موج مي زند حتی او درشعر (نمي خواهم بميرم ) هدف اززنده ماندن را خورد وخواب نمي داند بلكه حتي زنده ماندن ودوست داشتن اين دنياي فاني را براي اين ميگويد كه: جهان بيمارورنجور است دوروزي را كه بربالين اين بيماربايدزيست اگردردي زجانش برندارم ناجوانمردي است.. ومي خواهم محبت را به انسانهابياموزم...
تلگراف و تلفن مشغول و در سال 1350 به شركت مخابرات ايران انتقال يافته و در سال 1357 بازنشسته شد. سخن آخراينكه گويند وي در سال 1333 ازدواج كرده بودكه نتيجه ي اين وصلت دو فرزند به نامهاي بابك و بهارك است كه از او به يادگار مانده است. روح اين شاعربزرگ در سوم آبان ماه 1379 در سن 74 سالگي قفس زندان تن راشكست وماننداحساس بلندش پروازكرد. وقتي خبر درگذشت وی راشنيدم بازشعر ( نمي خواهم بميرم باكه بايد گفت )وي را خوا ندم باخودگفتم اين هم خاطره اي شد بخصوص درتاريخ ادبيات اين ديار كه ديگراني نيز قبل ازاو سروده ورفته اند و كساني نيز خواهندآمد وبه مرور خاطره اي مي آفرينند وبه اين اميد كه شايددرخاطرها زنده بمانند.راستی كيست كه باشعروشاعري سركارداشته واين شعرمشيري را نخوانده يانشنيده باشد؟
بي تومهتاب شبي بازازآن كوچه گذشتم همه تن چشم شدم خيره به دنبال توگشتم ضمنا مرحوم مشيري به اشعار شهريار شيرين سخن نيز توجهاتي داشته كه نمونه اش رامي توان درشعر(اي واي شهريار )او مشاهده كرد: گوش زمين به ناله من نيست آشنا درآخر شعري ازاين بزرگوار را برمي گزينم هرچند شاعران وشعردوستان بهترمي دانندكه. گزينش دراشعارشاعران دشواراست وبس. بيا ز سنگ بپرسيم : درون آينه ها درپي چه مي گردي ؟ درون آينه ها در پي چه مي گردي ؟ اين نوشته درفرصتي نامناسب وبنا به تقاضاي مكرر عزيزي ! نوشته شد اميدوارم كه دوستان نواقص راتكميل ودرقسمت نظرات تدوين نمايند. اين هم حكايتي است ازقاصدك .تاحكايتي ديگرياحق. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و نهم مهر 1384ساعت توسط پورمحمد
|
|
||
|
|
|
|
|
استادی داشتیم گاهی می گفت:
تاهستم ای رفیق ندانی که کیستم روزی سراغ وقت من آیی که نیستم.
میدانم که این شعر ازمرحوم شهریار می باشد اما منظورم این هست که گاهی بودند کسانی که قدرشان راندانستیم ویا چگونه حمایت کردنشان رانتوانستیم! بگذریم که شاید برسدروزی که بدانیم خاتمی هم از آنهایی بوده که چون زمان بگذرد بشناسیم وتاریخ هست که درباره انسانها قضاوت میکند هرچند برخی خواسته ویا توانسته باشند درتحریفش بکوشند اما به قول شریعتی گذشت زمان بهترین دفاع را خواهدکرد.پس بگذاریم وبگذریم.
چندي است كه دوره رياست جمهوری خاتمي به پايان رسيد که چون می آمداز کرامت انسانی وقانونمداری وحفظ حرمت ها صحبت می کرد.نيز ازاستقلال وآزادی وپيشرفت. حال ببينيم آقای احمدی نژاد چه خاطراتی را برای خود ومردم ايران خواهد آفريد . فعلا به انتظارش می نشينیم. تا حکایتی دیگر |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیستم مهر 1384ساعت توسط پورمحمد
|
|
||
|
|
|
|
|
((به نام خداوندجان وخرد)) ا اين خانه را تازه براي قاصدك ساختم ! هم زمان است با ياد مردي كه به قول دكترشريعتي 23سال دركنارپيامبر كوشيد و25 سال سكوت كردبراي ايجاد وحدت .نيزنزديك 5 سال جنگيد براي ايجاد عدالت .! وبركسي پوشيده نيست كه درسه جبهه با سه گروه درگيرشد: ناكثين وقاسطين ومارقين! آري همان پيمان شكنان (درراسشان طلحه وزبير)ظالمين (درراسشان معاويه ) ونيزخوارج ، كه عاقبت هم به دست اين گروه وتوسط شقي ترين آنها يعني ابن ملجم مرادي شهيد شد.وآنگاه كه ضربه شمشير را احساس كرد فرمود:«قسم به خداي كعبه كه رستگار شدم » وهمين مردم بودند كه بعدازآن نيز مرتكب جرمها شدندالبته كه بعضي درك درستي نداشتند واين اعمال را عين صواب مي دانستند! وانگاه كه نوبت حسين ع رسيد باشمشيرهاي آخته ازهرسو به كشتنش شتافتندوبعد هم ....بگذريم كه اين قصه سري دراز دارد. گويند عراقيان ازابوحنيفه ازحکم کشتن پشه ويا خون آن پرسيدند گفت: حسين بن علی راکشتيدپروا نداشتيد اکنون چه پروايی نسبت به خون پشه ای داريد. .اين شعررا از مرحوم بامداد خوانده بودم تکرارش می کردم گفتم بنويسم كه نوشتن ها هم برايمان بهانه اي شده براي زيستن.... من کيم جزوحشت وجرات همه
خستگان بردم بسی بردوش خويش |
||
|
+
نوشته شده در جمعه پانزدهم مهر 1384ساعت توسط پورمحمد
|
|
||