|
|
|
|
|
خردادهم گذشت مثل گذشته ها!!امتحانات هم تمام شدمثل امتحانات قبلی.اماآنچه مانده است ونگران کننده می نمایدعدم برنامه ریزی صحیح برای خردادهای آینده وبرای کسانی که امتحانات شان تمام شده ودنبال زندگی وازدواج وکار و... بوده وهستند وخواهند بود. بارهابه دوستان گفته ام که ایده آل فکرکردن شایدبدنباشداما درعمل رئال بایدبودتاواقعیت هارا دید.دردنیای امروزکه همه چیزبراساس حساب وکتاب وبرنامه دقیق هست تاکیدبراحساسات وتخیلات ومسائلی ازاین قبیل دردسرساز خواهدبود هم برای دولت هم برای ملت.هم برای نسل امروز هم برای نسل های بعد. وقتی صفحه ی حوادث روزنامه هارا گاهی می خوانم ویا جوانان بیکار وناامید ورها شده درخیابان ها را می بینم ووقتی مسوولان ادارات و.. را حداقل درمنطقه ای که هستم مشاهده می کنم ومیزان کاردانی ودلسوزی وآینده نگری برخی را می سنجم نا امیدی سراپای وجودم را می گیرد.کس وکسانی که نمی توانندیک خانواده ی سه چهارنفری رااداره ومدیریت کنند چگونه می توانند برای چندین هزار ومیلیون نفر درشهر ومنطقه ای برنامه ریزی کنند؟؟
دراین سرای بی کسی کسی به درنمی زند به دشت پرملال ماپرنده پرنمی زند.....
اما سخن آخراینکه شایدگفته ی ولتراست که: ویرانی مملکت ازدوچیزاست یکی اینکه آن مملکت فاقدمردان بزرگ باشد دوم اینکه مردان بزرگ برسرکارنباشند. بگذارید دعایی بکنیم که خدااین مملکت رااز دروغ ودشمن وخشک سالی حفظ کند فعلایاحق ودرپناه حق. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه شانزدهم تیر 1385ساعت توسط پورمحمد
|
|
||