تبليغاتX
قاصدک وحکایتی دیگر

بابرخي ازدوستان شب گذشته درتبريز بوديم آقاي ديهيمي سخنراني داشتند.اوكه دبيرشيمي بود ودراوايل دهه ي شصت ازادامه ي خدمت درآموزش وپرورش بركنارشد.دبيرشيمي سابق مترجمي شده ماهر.اوكه ازطرفداران ليبرال دموكراسي است وفعلا ليبرال سياسي را دنبال مي كند باترجمه ي آثاري ازايزايا برلين و...وسخنراني دردانشگاه ها ومجامع خصوصي و...

يكي ازدوستانش نيز بامابود آقاي حسين زاده كه بعدازسال 1360 اورا نديده بود اما           نوشته ها وسخنراني هاي اورا دنبال مي كرد.بعداز اتمام سخنراني لحظه ي ديدار اين  دو دبير  زمين شناسي وشيمي سابق ديدني بود كه يكي با اتمام خدمتش بازنشسته شده وديگري  درهمان اوايل به اجبار.. هردوعلاقه مند به اموختن ونيز آموختن بوده وهستند. بگذريم...

 

هرچه بود خوش گذشت شام را درمنزل دكتر ..... خورديم استاددانشگاه است ورياضي تدريس مي كند مردي افتاده وصبورومتفكر ومهربان.

 اما تبريز هم ترافيك سنگيني دارد باسرماي  سوزناكش.مگرنه اين است كه كوه هاي مشو درمرند سبلان( ساوالان )دراردبيل وسهند درآذربايجان دركنار مناظر زيباي طبيعي برف وسرما را نيزبه ارمغان مي آورند ومگر غيرازاين است كه اگر سرما وبرف وباران نباشد بيشتر مردم اين ديار چشم به راه مي مانند كه زمستانشان بابرف وبهارشان  باران همراه با لاله زارهاي دامنه هاي كوه ها وتپه هايشان قرين است.

از خيابان ها كه عبور مي كرديم به يادقهرمانان اين ديارهريك جمله اي مي گفتند.يكي ازستارخان وباقرخان وديگري از مشروطه ونقش آذربايجان و...ومن به ياد صمدبهرنگ وكتاب پسرك لبوفروشش كه درابتدايي خوانده بودم وماهي سياه كوچولويش ونيز زينب پاشا ازقهرمانان مشروطه وثقه الاسلام ويارانش وماجراي خيابان واميرخيز وشتربان و.... وارگ باشكوه آن كه علي رغم تلاش برخي .... باز دركنار مصلاي تازه احداث سرپا ايستاده است وسوال دكتر اعلمي ازوزير كشور كه چرا برخلاف قانون بلندي مصلي را به اندازه اي كرده اند كه ارگ كه مكان توريستي است پنهان ازنظر ها شده است؟

 

جمله ي دكترشكوهي رادرذهنم مرور مي كردم كه بارها دردانشگاه تبريز برايمان  مي گفت: دراين كوچه پس كوچه هاي تبريز باز مردان وزنان بزرگي هستند.                                      حال كه اين جملات را مي نويسم باز شجريان مي خواندآن آوازي را كه مثل خيلي ها خيلي دوستش دارم:

ياري اندركس نمي بينيم ياران را چه شد         دوستي كي آخرآمد دوست داران را چه شد  گوي توفيق وكرامت درميان افكنده اند              كس به ميدان رو نمي آردسواران راچه شد شهرياران بود وخاك مهربانان اين ديار               مهرباني كي سرآمد شهريان راچه شد.....       وباخودم مي انديشم به لشكر 31 عاشورا درکنارسایرقهرمانان این دیار کهن (ایران  زمین )كه چون کوه هایش استوار ماندند و ايستادند.

مردم این خطه ايستادگي را بارها آموختند چه دربرابر استبدادقاجار وچه دردوره ی پهلوي دوم وچه دربرابر دشمن خارجي اين ملك وملت. جادارد كه دكترسيدجوادطباطبايي ازانديشمندان فلسفه سياسي دركتاب مكتب تبريز اين شهررا آغازگر اصلاحات اززمان عباس ميرزا وشكل گيري مشروطه و...بداند.كه پرداختن به آن دراين مقال مقدور نيست.

  می خوانیم ومی نویسیم تا این دو بهانه است می توانیم بمانیم به این امید که باز بخوانیم  شاید باز بمانیم .اماتاکی؟ کسی چه می داند.

 

 اين حكايت بسي طولاني شد پس خلاصه ي كلام اين كه :شهرتبريز است كوي دلبران ...

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم دی 1385ساعت   توسط پورمحمد  | 

 نمی خواهم فعلا درباره اش بنویسم .دیروز شنیدم که وسایل شخصی خودرا همراه وصیت نامه به خانواده اش داده وقبل ازقربان اعدام می شود.

امروز صبح اعدام شد

تكيه به سرنيزه توان كردليك......

                                                                                  

تابعد درپناه حق.

+ نوشته شده در  شنبه نهم دی 1385ساعت   توسط پورمحمد  | 

ازچهارشنبه بعدازظهر باریدن گرفت. برف را می گویم! سفیدی برف مانند لحافی بر روی زمین گسترده شد وتمامی زشتی هایی که ناشی ازعملکرد آدمها بود پوشاند وچه پاک می نمود این نماد.

اما دانشگاه حال وهوای دیگری داشت: دربوفه باصدای موسیقی دختر خانم ها وآقا پسرها مشغول نوشیدن وخوردن وسیگار کشیدن و گپ زدن بودند مثل همیشه اما گرم تراز همیشگی ها.

درحیاط برف بازی ویا بازی بابرف بین چند دخترخانم وآقا پسر نظرها را متوجه خود می کرد. یاد دوران بچگی ها وابتدایی که ازاین دلخوشی ها ودل مشغولی زیاد بود وچه زود گذشت آنچه که باورش هم نمی کردیم وجدیش نمی گرفتیم..

درورودی های دانشگاه ازمانتو های کوتاه وآرایش و... مانع می شوندو.... بگذریم بابا تاسیاسی نشود.!

  به صدای ناظری گوش می کنم وچه زیبا می خواند سروده ی اخوان را:

(زمستان را)

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت

سرها درگریبان است.......(جمعه۸/۱۰/۸۵)

 تابعدياحق

+ نوشته شده در  جمعه هشتم دی 1385ساعت   توسط پورمحمد  | 

شب یلدا برای کارتن خواب ها چه شب درازی خواهد بود....

 

  ....................................

تاحکایتی دیگر درپناه حق

 

+ نوشته شده در  جمعه یکم دی 1385ساعت   توسط پورمحمد  |