تبليغاتX
قاصدک وحکایتی دیگر
این بارانی است ازباران عزیزم. که شعری هم کارو با نام باران سروده است. هردو زیباست. 

باران ....

 ببار ای نم نم باران زمین خشک را تر کن
 سرود زندگی سر کن دلم تنگه ... دلم تنگه
بخواب ، ای دختر نازم بروی سینه ی بازم
که همچون سینه ی سازم همه ش سنگه... همه ش سنگه
نشسته برف بر مویم شکسته صفحه ی رویم
 خدایا ! با چه کس گویم که سر تا پای این دنیا
همه ش ننگه ... همه ش رنگه
 

این شعرازکاروست.همسرکارمن وبرادرویگن. کارو چندی پیش درگذشت. این شاعردرمصاحبه ای که کرده بود گفته بود: من ازلج مرگ زندگی می کنم. به خاطر فرزندانم ومردم و..

او بیشتر ازخدایان زمینی گلایه داردتا خدای قادر ومتعال. وبراستی این خدایان زمینی هستند که زندگی رابه کام ساکنان زمین تلخ می کنند... شکست سکوت او خواندنی است همچنانکه صلیب شکسته اش و....
تابعدبدرود
( پورمحمد)

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت   توسط پورمحمد  | 

تعطیلی افزایش یابد بهتراست؟ چندساعت کاراضافی به احترام افراد وایام خاص خوب نیست؟ شیفتگان داوطلبانه وبقیه با گرفتن مزداضافی چندساعتی بیشترکارکنند تا گرهی ازامور مردم گشوده شود. کدام یک بهتراست؟ البته صلاح مملکت خویش خسروان دانند!!                                          

 تابعدبه درود پورمحمد

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت   توسط پورمحمد  | 

انسان مانندظرفي است چون پرشودبيشترسكوت مي كندوگاهي هم مانندني است چون پرشودوبفهمدناله مي كند

+ نوشته شده در  جمعه دوم شهریور 1386ساعت   توسط پورمحمد 

 ۱-امروز دوران قلم واندیشه وخردورزی است. قدرتمندی چون ناپلئون برپیروزی تدبیر برشمشیر تاکیدکرده است.انسان می رود وآن چه می ماند اندیشه ی پاک است .زردشت پیامبر برپندار وگفتار وکردار نیک  سفارش فرموده  وپیامبر اسلام ساعتی تفکر را بهتر ازهفتادسال عبادت دانسته است ....................درنوشتن اندیشه رافدای احساسات نکنیم.

 

۲- ملک الشعرای بهاردر۱۳۰۴ هجری قمری درمشهدمتولدشد.پدرش محمدکاظم (صبوری-ملک الشعرا)زمانی که محمدتقی ۱۸ ساله بود درگذشت.خانواده ی مادری وی مسیحی گرجستانی بودند که به دست عباس میرزا اسیر ومسلمان شده بودند.موقع صدورفرمان مشروطه توسط مظفرالدین شاه بهاربیست ساله بودکه درتوصیف این فرمان ونیز مرگ شاه وروی کارآمدن محمدعلی شاه شعرهایی سرود.دیوان دوجلدی مرحوم بهار حوادث تاریخی شکل گیری مشروطه وبعدازآن رابه تصویر کشیده است.

بهارماجرای درگیری دوجناح مشروطه خواه ومشروعه خواه راونیز ناآگاهی برخی رهبران مشروطه واستبدادشاه را باسروده های بلند خویش بیان فرموده وبلایایی که برسر مردم ومشروطه آمده واعدام نمایندگان و.. را ناشی ازناآگاهی خودمردم می داند.برای نمونه چند بیت را می آوریم:

 

این دودسیه فام که ازبام وطن خاست                 ازماست که برماست

وین شعله ی سوزان که برآیدزچپ وراست           ازماست که برماست

ده سال بیک مدرسه گفتیم وشنفتیم                  تـا  روز  نخفتیــم

و امروز بدیدیم که (این)جمله معماست                ازماست که برماست

گوئیم که بیدارشدیم این چه خیالیست              بیـداری مــا   چیست

بیداری طفلی است که محتاج به لالاست           ازماست که برماست

ازشیمی و جغرافی و تاریخ  ، نفوریم                  از  فـلسفه  دوریـم

وزقال وان قلت بهرمدرسه غوغاست                  ازماست که برماست

گویندبهارازدل وجان عاشق غربیست                 یا کافرحربی است!!

مابحث نرانیم درآن نکته که پیداست                  ازماست که برماست

 

بهاردرزمان پهلوی دوم(۱۳۲۴ خورشیدی)وزیر فرهنگ بود.در۱۳۲۶ مریض می شود وبه سوئیس می رودبعدازدوسال به ایران برمی گرددودرسال۱۳۳۰ خورشیدی دارفانی راوداع می کند.روحش شاد.

 

برای مطالعه ی تاریخ لازم است که به ادبیات هم توجه کنیم که دراشعاربرخی شاعران واقعیت هایی تاریخی فراوان یافت می شود بخصوص آن هایی که درگیر فعالیت های سیاسی بوده اندکه یکی هم بهار بود.تاریخ احزاب سیاسی دوجلدی وی نیز برای مطالعه ی احزاب دوره ی مشروطه مفیدند.

  

۳- بعد از توقیف روزنامه ی شرق آقای محمد قوچانی سردبیری هفته نامه ی شهروند را برعهده گرفته است. تیم روزنامه ی هم میهن دراین هفته نامه قلم می زنند ومطالب مفیدی دارد.

 

۴- شنیده ام که برخی دوستان کلاس هویت شناسی باز کرده اند وازنوجوانان نیز برای تدریس استفاده   می کنند. گفتم احساساتی شده است . والا کسی که هنوز نیاموخته چگونه می تواند آموزش دهد؟ نکندنگاراین ها هم به غمزه مساله می آموزد؟ شاید معتقدندکه: 

 

نگار من که به مکتب نرفت وخط ننوشت    به غمزه مساله آموز صد مدرس شد 

 

کلاس اجباری هویت شناسی وآموزش ازطریق غمزه ..........کسانی که غمزه ای ندیده ! و عشوه ای نخریده اند تجدید می شوند؟!! هرکسی آگهی این رادیده به ما خبر ندهد 

تاحکایتی دیگر بدرود.(پورمحمد)

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم شهریور 1386ساعت   توسط پورمحمد  |