تبليغاتX
قاصدک وحکایتی دیگر

۱-شهادت حسین ابن علی ع برآزادگان آزادی خواه تسلیت باد.

۲-  دکتر شهیدی درگذشت ودکتر بشیریه ایران راترک کرد.دکتربشیریه که استاد علوم سیاسی است چندین اثر وترجمه تقدیم جامعه ی علمی کرده است. وقتی جامعه شناسی جمهوری اسلامی ونیز موانع توسعه ی سیاسی اورا خواندم نگران شدم که عواقبی خواهد داشت. بلاخره مثل دکترسروش ازدانشگاه اخراج وبه خارج کوچ کرد. امیدوارم  روزی برگردد.

نامه مهم دكتر بشيريه درباره دلايل خروج از كشور
در پی مهاجرت دکتر حسین بشیریه به خارج از کشور، آیت الله بیات زنجانی نامه یی خطاب به او نوشت و متقابلاً دکتر بشیریه هم پاسخی را ارسال کرد. متن نامه نگاری های دو استاد حوزه و دانشگاه به این شرح است:
نامه آيت‌الله بيات
فرهیخته ارجمند جناب آقای دکتر حسین بشیریه، دام عزه
سلام علیکم
با کمال تاسف شنیدم که ناگزیر به ترک وطن و اقامت در کشوری دیگر شده اید. از این بابت سخت متاثر و اندوهگین شدم. در مورد خود شما که «عسی ان تکرهوا شیئاً و هïوî خîیرى لکïم»؛ اما بیش از همه به خسران عظیمی می اندیشم که از بابت مهاجرت اندیشمندانی چون شما دامنگیر حوزه ها، دانشگاه ها و جامعه علمی ما می شود. پیوسته هم مسببان چنین وقایعی را در دل و زبان، نکوهش می کنم. متاع شما آگاهی است و آگاهی، خود گواهی می دهد . ضمن اعلام حمایت از تلاش های ارزشمند علمی حضرتعالی، لازم دانستم تا بدین وسیله مراتب تاثر عمیق خود را از این رویداد به استحضارتان برسانم. امیدوارم هرجا که هستید، بر تجربیات علمی و معنوی خود بیفزایید، بیشترین و بهترین استفاده را از اوقات عمر ببرید و روزی خبر حضور مجددتان را در مراکز علمی داخل بشنوم.
قم، 3 دی 1386 ، 13 ذیحجه 1428- آیت الله بیات

پاسخ دکتر بشیریه
حضرت آیت الله بیات
با سلام و احترام

نامه محبت آمیز و بزرگوارانه جنابعالی را دریافت نمودم و بدین وسیله وظیفه خود می دانم مراتب سپاس و تقدیر خویش را از الطاف آن دانشمند فرزانه بیان نمایم. البته اینجانب مایل به خدمت در ایران بوده و هستم و همان طور که مستحضرید در دو برهه حساس، یکی در زمان جنگ و دیگری در چند ماه پیش و در جریان ایراد اتهام دولت به چند نفر از مقیمان خارج از کشور به رغم امکان ماندن در خارج از کشور با شرایط به مراتب بهتر نسبت به ایران به میهن بازگشتم و این جز به دلیل عشق و علاقه قلبی من و خانواده ام به خاک پاک ایران نبوده و نیست. اما در بدو ورود و به رغم اصرار مسوولان دانشگاه به بازگشت با تصمیم به اخراج از دانشگاهی مواجه شدم که عشق و انرژی خود را مصروف آن نموده بودم و ماوای دیگری جز آن نگزیده بودم. به این ترتیب و با توجه به اینکه بیش از یک سال هم می گذشت که دانشگاه به رغم اطلاع از بیماری قلبی من حقوق مرا به کلی قطع نموده بود، چاره یی جز جلای وطن نداشتم و لذا با بی میلی موقتاً دست به اقدامی زدم که خود و خانواده ام از آن ابا داشتیم اما گویا تقدیر چنین بود. به هر حال اکنون نیز به رغم آنکه امکانات پژوهشی کافی در ایران مهیا نیست همچنان مایلم که به دانشگاه تهران بازگردم و اگر چیزی دارم نثار میهن و هم میهنان خود کنم. اکنون امید اینجانب که در شرایط فعلی بیشتر به آرزو می ماند این است که ابرهای تیره از قلمرو دانشگاه و حوزه کنار روند و بار دیگر آفتاب روشن پرده از رخ برگشاید و تنگناهایی که برای اهل علم چه در حوزه و چه در دانشگاه ایجاد شده مرتفع شود و راه تحقیقات مستقل و پژوهش های اصیل هموار گردد. در پایان بار دیگر از الطاف آن عالم بزرگوار کمال تشکر و امتنان را دارم و امیدوار دیدار جنابعالی در میهن عزیز هستم.
با تجدید احترام، حسین بشیریه ( خبر ازسایت نوروز)

بارها گفته ونوشته ام که: این نیزبگذرد. اما دیگرازاین کلمه نیز ناامید می شوم. بزرگانی راروزگار گلچین می کند وبزرگانی دیگر به دست بازیگران سیاسی وسیاست بازان گلچین می شوند.اگرچنین پیش رویم اندک امید ها نیز به ناامیدی بدل می شود بخصوص درعرصه ی علم ودانش.
تابعدبدرود پورمحمد

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم دی 1386ساعت   توسط پورمحمد  | 

 مدتی است به حکومت دینی می اندیشم وبه دین حکومتی .

باز نواراستادشجریان را گوش می کنم و چه دردآلود می خواندشعرخواجه ی شیرازرا:
       
      .. شهریاران بودوخاک مهربانان این دیار             مهربانی کی سرآمدشهریاران راچه شد؟

فعلا نگذریم وتابعدبدرود 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت   توسط پورمحمد  | 

۱-مطلع شدیم که آقای خاتمی به تبریزآمده است.باتوجه به دعوتناه ای که ازطرف شورای اصلاحات آذربایجان شرقی فرستاده بود همراه بابرخی دوستان به تالار پتروشیمی تبریزرفتیم.هواسردبود وباتوجه به بارش برف وضع جاده ها نامناسب.بلاخره رسیدیم هرچند آقای جبارزاده صحبت کرده بود.....خاتمی همراه ابطحی وعبدالعلی زاده ومهرعلی زاده و....آمده بود.برخی نمایندگان دوره های قبلی مجلس نیز حضورداشتند.چندنفر به عنوان های مختلف ازطرف صنوف صحبت کردند وآقای خاتمی نیز سخنران پایانی بود.خانم صدری مجری برنامه شیواتر وزیباتراز همه باجملاتی گرمی خاصی به هوای زمستان زده ی محفل می داد. خاتمی کوتاه سخن گفت وباز برحضورپرشور درانتخابات تاکیدکرد واین که هرچند درقانون اساسی مواردی هست که قابل نقد وانتقاداست اما فعلا می توانیم به اصول معطل مانده ی قوانین موجود تاکید کنیم....
درسالن تالار بامهرعلی زاده وعبدالعلی زاده سخنانی بین حامیان اصلاحات و... مطرح وگلایه ها ردوبدل می شد وسوالی که مهرعلی زاده هم تاسف می خورد هرچند خودازبازیگران آن بود: اگر طالب اصلاحات بودید وبودندچرا کروبی ومعین وشما(مهرعلی زاده )وحتی هاشمی نتوانستید به وحدت برسید؟؟؟

بگذریم؟ چرا؟ فعلا....... این خبرمربوط به ۲۹ آذربود وبه دلایلی حال نوشتن رانداشتم!

۲- دیشب درمنزل دوستی میهمان بودیم درخصوص انتخابات مجلس درایران حرف وحدیث ها ردوبدل شد گفتیم با دوستانمان وشنیدیم اما هنگام خوردن شام ازاخبارخارجی شنیدیم خانم بوتو راترور کردند!؟ همه به نوعی ناراحت شدیم. واقعا دموکراسی وتلاش برای آزادی هزینه دارد حتی به قیمت جان یک انسان.البته درجهان سوم وآن هم درپاکستان. پاکستانی که در۱۹۴۷ ازهندجداشده است و این دوکشور نیاز به مطالعه ومقایسه دارد که چرا بعداز۶۰سال دریکی آشفتگی وآدم کشی و.....تااین حد است که برای کشتن زنی مثل بوتو جوانی کمر می بندد وخود ودیگران رابه آتش کینه می سوزاند ودردیگری (هند) حتی گاوپرستان آزادی انجام مراسم رادارند؟ بااجازه بازبگذریم......

                    
این حکایت بسی دراز وتلخ می نماید .پس تاحکایتی دیگر پورمحمد

+ نوشته شده در  شنبه هشتم دی 1386ساعت   توسط پورمحمد  |