تبليغاتX
قاصدک وحکایتی دیگر

. 

۲۹خردادو31خرداد سالروزپروازروح دوانسان ملکوتی است. دکترشریعتی ودکترچمران.

شریعتی در1312درمزینان متولد ودر18 سالگی شغل معلمی رادرپیش گرفت ودر1338 درفرانسه ادامه تحصیل داد. ایشان مانند چمران درنهضت آزادی ایران سابقه فعالیت داشتتند.هردوازشیفتگان تشیع علوی بودند. شریعتی که در44سالگی درانگلیس دارفانی راوداع گفت آثاری رابه جا گذاشت که علاوه برجوانان آن دوره جوانان امروز نیزازآن تغذیه فکری وروحی می کنند. مخالفان شریعتی چنددسته اند:1- گروهی عاقلانه وازروی دلسوزی وی رانقدمی کننددرضمن نقش اورادرمیدان اندیشه وروشنگری نادیده نمی گیرند.2- کسانی که به قول پیامبراکرم« دشمن جهل خویشند» ایشان یاآثارشریعتی رانخوانده اند ویا دردرک صحیح مطالب وی عاجز مانده اند وادای شبه روشنفکری در می آورند وآنچه به زهنشان می رسد عین صواب می دانندودرردافکارشریعتی سخن می رانندوبرطبل مخالفت می کوبند.3- گروهی هم بنا به مصلحت نان ونام  وپست ومقام خویش افکارشریعتی رارد می کنند.جالب است بسیاردیده ایم که برخی ازاین مخالفان حتی یک پاراگراف ازمطالب اورا نخوانده اند. هرگاه حاکمیت چه درگذشته وچه حال بنارابرمخالفت باشریعتی گذاشته اند این گونه افرادنیزپیروی کرده اند. جمع کردن اثارایشان ازکتابخانه ها عمومی ویا برخوردبا دانش آموزانی که آثاراورا دردست داشته باشند(بخصوص چندسال پیش) ازاین مقوله است. اینجانب خاطرات جالب ونیز دردآوری درخصوص درخاطرم ثبت هست که برخی را برای نسل آینده خواهم نگاشت.

البته برخی دوستداران شریعتی هم ناخواسته بروی ستم می کنند.کسانی که به دفاع بدوناشیانه ازاندیشه ی ایشان می پردازند.با این تصورکه هرآنچه این مرحوم فرموده عین صواب است. درحالی که خودشریعتی چنین تصوری رانمی پسندید.ویقین بدانیم اگرایشان حاضر وناظر برجریان های موجودبوددربرخی افکارش تجدیدنظرمی کرد.پسر ایاشن دکتراحسان شریعتی خودمی گویدکه« شریعتی آغازراه است ودرشریعتی ماندن پوسیدن است ....»

دکترچمران درتگزاس آمریکا دررشته الکترونیک تحصیل کرده ودر کمپانی بل در نیوجرسی  مشغول به کارشده بوددر1343سفری به خاورمیانه کرده ودرکناربرخی اعضای نهضت آزدی(دکتریزدی) آموزش چیریکی دیده وباهمکاری باامام موسی صدر جنبش امل لبنان راتقویت نمود.بعدازپیروزی انقلاب درشکست محاصره پاوه نقش زیادی داشت ودردوره ی مهندس بازرگان وزارت دفاع رابرعهده داشت. باآغازجنگ ایران وعراق به جبهه رفت ودردهلاویه جان به جان آفرین تسلیم کرد.

این دوبزرگوارعمرشان پایان یافته اما نتیجه ی زندگیشان پایان نیافته است.برای حسن ختام چندجمله ازاین دوعزیزرایادآورمی شویم:

دکترچمران:«خدایاارشادم کن که بی انصافی نکنم زیراکسی که انصاف نداردشرف هم ندارد.خدایاخوش دارم گمنام وتنهاباشم تادرغوغای کشمکش های پوچ مدفون نشوم.»

دکترشریعتی: «خدایا به من زیستنی عطاکن که درلحظه مرگ،بربی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است حسرت نخورم .»

«درزندگی حرفهایی هست برای نگفتن،وارزش عمیق هرکس به اندازه حرفهایی است که برای نگفتن دارد.»

نمی دانم پس ازمرگم چه خواهدشد

نمی خواهم بدانم کوزه گرباخاک اندامم

                                        چه خواهدساخت

ولی بسیارمشتاقم که ازخاک گلویم سوتکی سازد

گلویم سوتکی باشد
به دست کودکی گستاخ وبازیگوش

واویکریزوپی درپی
دم گرم خودش رابرگلویم سخت بفشارد
وخواب خفتگان خفته راآشفته ترساز
بدینسان بشکنددایم
                     سکوت مرگبارم را

 

قصه ی پرغصه ودرعین حال شیرین!! مرحوم شریعتی وچمران وامثال ایشان دراین مجال ومقال نه مقدوراست ونه میسور.اگرمختصری به بهانه ی اواخرخرداد!! مکتوب گردیدهدف عرض ادبی بود به محضر ایشان ودوستداران وحتی مخالفان شریعتی.بارهاگفته ونوشته ام که هرزمان و حتی مکانی ،فرزندان خودرا متولد وتربیت می کند.بنابراین است که انسان های مختلف با افکار واندیشه های مختلف بوده اند ورفته اند وهستند وخواهندآمد.برای بررسی اندیشه ی یک اندیشمند ویا حاکم و...باید شرایط زمان ومکان رامدنظرداشته باشیم والا نتیجه ی درستی نخواهیم گرفت.خوشبختانه اساتیدی همچون عبدالکریم سروش بادیدی دیگر وباتوجه به شرایط زمانی ومکانی وتحولات موجود جهانی راه شریعتی راادامه داده وتکمیل وتصحیح می کنند واین عمل میمون ومبارکی است.فعلا ازپرداختن به این موردمی گذریم.امیدوارم عزیزان قصوررا ببخشایند.
تابعدبدرود(پورمحمد)

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت   توسط پورمحمد  |