|
|
|
|
|
گاهي نه گفتن خودگفتني است. دراين دنيايي كه ...............................................بگذريم.
چه حرف هايي براي نه گفتن داريم؟به چه مقدار واندازه؟مگرغيرازاين است كه درزندگي حرفهايي هست براي نه گفتن؟دكترشريعتي گفته است كه: ارزش عميق هركس به اندازه ي حرف هايي است كه براي نه گفتن دارد.اين سخن را چگونه تفسير بايستي كردبستگي داردبه ميزان ونوع برداشت هركس بخصوص به ميزان آشنايي هركس باانديشه وادبيات وسبك گفتگوي شريعتي.اما.............بگذريم. برويد اي رفيقان بكشيد يارمارا به من آوريد يكدم صنم گريزپارا به ترانه هاي شيرين به بهانه هاي رنگين بكشيدسوي خانه مه خوب وخوش لقارا اگراوبه وعده گويدكه دم دگربيايم همه وعده مكرباشدبفريبداوشمارا... نمي توان درك كردكه مولوي درموقع ازدست دادن شمس ودرهنگام سرودن اين اشعارچه حالي داشته است........... عزيزاني كه نتواسنتم به نوشته هايشان پاسخي دهم معذورم بدارند.فعلا تابعدبدرود |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه نهم بهمن 1387ساعت توسط پورمحمد
|
|
||