تبليغاتX
قاصدک وحکایتی دیگر
۱-مدتهاست که تمرین می کنم

«نه » نوشتن را

ازکسی آموخته ام این را

ازهمان آغازآموزش.........

۲-  دلم برای لبوهای تنورروستایی درآن زمستان های پربرف وسرد تنگ می شود زمانی که داستان پسرک لبوفروش صمد را خانم معلممان امانتمان داده بود وتاآخرهفته چندین نوبت دوباره خواندم.نه ازآن لبوها خبری واثری مانده است ونه ازبرف وباران وسرمای سردزمستان. وچه کسی سراغ این گونه داستان ها را می گیرد؟گویی دردنیای شبه مدرنیسم همه چیز عوض می شودهرچند مصنوعی .آدمها نیز عوض می شوندوبدترازآن گاهی عوضی می شوند....

تابعدبدرود

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت   توسط پورمحمد  |